خاطرات ایام فاطمیه و شب شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا (س) از منبرهای مرحوم حجت الاسلام حاج سید عبدلله اسحاقی بقلم دکتر سید روح لله اسحاقی

چه گنج از چه به خاک سیه نهان شده ای            گل همیشه بهارم چرا خزان شده ای
تو زهره فلکی زیر خاک جای تو نیست                  بر آر سر زلحد خشت متکای تو نیست 
کنون زخانه به خوشحالی تو آمده ام                     بر آر سر که به جا خالی تو آمده ام
مرا ببر که مقامات عالیت بینم                             چگونه خانه روم جای خالیت بینم
گرفته از چه ترا خاک تیره در آغوشش                   تو ای چراغ نبوت چرا شدی خاموش
زهمسری من غم رسیده مهجور                         چه دیده ای که شدی نو عروس حجله گور
زچیست گشته ترا خاک تیره منزلگاه                    مرا برای چه بنشاندی به خاک سیاه
زجای خیز که باهم شبانه رویم                           مرا زداغ مکش خیز تا به خانه رویم
که طفلهای یتیم تو بی قرار تواند                         دو چشم من حسنیت در انتظار تواند
پس از تو عزت من شد تمام یازهرا                       دگر به من نکن کس سلام یا زهرا

این اشعار منصوب به حضرت امیر المؤمنین (علیه اسلام ) می باشد.از کتاب زندگانی 14 معصوم

 

                                                                                       

    (( مرحوم حجت الاسلام اسحاقی برمزار فرزند شهیدش سید محمد اسحاقی ))

 

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید عبد لله اسحاقی از رو حانیون خوش نام و مقید به اخلاق و رفتار اسلامی در گیلان زمین و شهر رشت بود که در میان مردمان آن خطه به این صفات مششهور بودند .

او که خود فرزند روحانی خوشنام و سفره داری بنام مرحوم آیت لله میر عبدلباقی اسحاقی بود وایشان هم  مقید به رعایت حقوق اسلامی بلاخص در بهره برداری از بیت المال می دانست ،باصطلاح عوام ، روحانی ساده زیست و پاکدست شناخته می شد.

مرحوم حاج سیدعبدلله اسحاقی علی رغم دارا بودن منصب های متعدد و معتبر بعد از انقلاب ، هرگز بهره ای برای خود و فرزندانش در نظر نمی گرفت و حتی با اینچنین مواردی بشدت برخورد می نمود .

خاطره شیرین و بیاد ماندنی از ایشان این بود که :

یکی از خصوصیات ایشان در ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) و برپایی روضه که خود را مقید به این امر می دانست ، رفتن به منبر و سخنرانی در وصف بی بی (س) بود که در تمام سالهایی که از روستاهای شرق گیلان تا مسجد علی بن موسی الرضا خیابان شهدا (لاهیجان) رشت که از قبل از انقلاب امامت جماعت آنجا را بر عهده داشت تا مسجد خاتم الانبیا (ص) محله چهاربرادران رشت که از سال 1365 تا آخرین روز حیات پربرکتش (19رمضان1382) تحت نظر ایشان اداره می شد ، ذکر مصیبتش در پایان منبر شعری بود که در ابتدای این انشا نوشتم.

مشهورست که این اشعار منسب به ذکر مصیبت  امیرالمومنین علی (ع) است که پس از بخاک سپردن حضرت فاطمه (س) ، کنار مزار شریف آن بانوی درد کشیده تنها می نشیند و شروع به ذکر مصیبت و درد دل با پیکر بانو می کند که این زمزمه ها به صورت اشعار فوق سینه به سینه تا عصر ما میرسد و این اشعار را با سوزی خاص و صدایی دلنشین بیان می نمود و می گفت : این اشعار را که در روضه حضرت زهرا (س)  میخوانم گویی لحظه تنهایی مولایم علی (ع) و غم ورنج حضرت امیر را درک میکنم که بحق اینچنین بود و شنونده جدا احساس میکرد خود نیز در کنار آن مزار بی نام ونشان نشسته و ذکر مصیبت مولا را با گوشت وپوست خود درک و احساس میکند . جالب این بود که این روضه را با همین اشعار مکررا در منبرهای حضرت زهرا (س) تکرار میکرد وهرگز از او شعری بجزء این ذکر نشنیدم . بواقع آن رو ضه ها در جان مستمع می نشت وتاثیر گذار بود که مرا مصمم کرد تا در شب سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) این خاطره را برای خوانندگان عزیز بیان کنم تا یادی از آن نوکران خالص و واقعی خاندان عصمت و طهارت (ع) کرده باشم .

یاد آنانی که برای ما و نیاکان ما از دیرباز با سرودن اشعاری اینچنین سوزناک و پر محتوا که هم درک آدمی از اتفاقات آن مصیبت و احساس مولا علی (ع)  را بیان میکند و هم مظلومیت این زوج معصوم را فریاد میزند ، گرامی و بحق بی بی (س) انشاالله محشور با امیرالمومنین علی (علیه السلام ) در بهشت برین باشند . خداوند روح پرفتوح ابواشهید مرحوم حاج سید عبدلله اسحاقی و همه روحانیون ، مداحان و روضه خوانان دستگاه اهل بیت (ع) را با اجداد طاهرینش (ع) محشور و از سر تقصیرات من و امثال ما بگذرد .

روحشان با حضرت زهرا (س) محشور باد. سید روح لله اسحاقی